احمد مجد الاسلام كرمانى

137

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

اخرى مملكت بخشى احدى از ايرانيان نفس نكشيد ، بلكه اگر هم برحسب حكايت يكى از اتباع خارجه براى يكى از ايرانيان يكى از هزار مفاسد اين امتيازات را ميشمرده ، كلمه‌اى غير از اين نمىشنيد بابا جان ما را كجا ميبريد صلاح مملكت خويش خسروان دانند ماها رعيتيم و تكليف ماها اطاعت پادشاه و عبوديت خدا است چه فرمان يزدان چه فرمان شاه مجملا چنين ملتى يك مرتبه در مقابل استبداد ناصر الدين شاه ، با آنهمه قدرت و شوكت كه على الظاهر در آن تاريخ مالك بود آنطور جنبشى بكند ، كه پادشاه را مجبور نمايد كه فرمان امتياز را با آنكه طرف دولت بزرگ دنيا و اولين سلطنت اروپا بوده فسخ و ابطال فرمايد ، البته در چنين مطلب مهمى اسرارى مكنونه هست و عجب‌تر آنكه همان قسم كه قبل از بلواى دخانيات هرگز ملت مداخله بامور دولت نكرده بوده ، بعد از قضيه دخانيات هم با آنكه دانشمندان اروپا حدس‌ها ميزدند كه دائما ملت بعد از اين مراقب اعمال دولت خواهند بود و در هر موردى بلوى خواهند كرد و آن جنبش را فاتحه بيدارى ايرانيان قصور كرده بودند و انتظار انقلاب داشتند ولى ابدا در هيچ امرى ، اقدامى از طرف ملت بر ضد دولت مشاهده نشد ، حتى در مورد استقراض از خارجه كه در واقع فروش مملكت بود بچهل كرور تومان و همه ايرانيان هم اين نكته را ملتفت بودند كه اين قرض بالاخره به گردن افراد ملت خواهد بود و در واقع هريك نفر ايرانى را دولت بيك تومان فروخته يا لااقل رهن گذاشته ولى مطلقا كسى در مقام اعتراض برنيامد و حال آنكه ضرر استقراض بمراتب بيشتر از امتياز انحصار دخانيات است ، هيچ شاهدى حاضرتر از قصه انحطاط مشروطيت ندارم كه بعد از آنكه تمام مردم جان و مال در راه مشروطه ميدادند همين كه صداى توپ بلند شد ، همه مستبد شدند و صريحا مينوشتند مشروطه نميخواهيم ، مگر ملت آذربايجان كه گويا خون